مورخه 28/4/1385 ما اعضاي كميته اول ماه مه۲۰۰۶ سنندج مطلع شديم كه بهزاد سهرابي سخنگوي كميته و يكي از نمايندگان شركت ريسندگي پرريس سنندج در پي تلا ش براي ايجاد تشكل مستقل كارگري توسط كارفرما مورد بازخواست و بازجويي قرار گرفته و پس از عدم تمكين ايشان به خواست هاي غير كارگري و سركوبگرانه كارفرما حكم اخراج ايشان صادر مي گردد.
لازم به ذكر است مه پس از اعتصاب مورخ 31/3/1385 و متعهد شدن كارفرما به عدم اخراج هيچ كدام از كارگران؛اين اقدام كارفرما تخلف از تعهدات ايشان مي باشد.
ما اعضاي كميته اول ماه مه سنندج حكم اخراج بهزاد سهرابي و تهديد ديگر كارگران حامي ايشان را به جرم تلاش براي متشكل كردن كارگران و دفاع از موجوديت خودشان عليه سركوب و استثمار سرمايه داري محكوم ميكنيم و از تمامي كارگران، فعالان كارگري و سازمانهاي كارگري مي خواهيم كه با ايجاد همبستگي بهزاد سهرابي وكميته را در دفاع از ايشان براي بازگشت به كار و تخفيف فشار ها بر فعالان كارگري مستقل ياري دهيد.
كميته اول ماه مه۲۰۰۶ سنندج
۱۳۸۵/۴/۲۸
به تمامي كارگران و مردم آگاه و مدافعين حقوق بشر
هم زنجيران و هم قطاران اردوي كاربار ديگر ذبوني و ترس نظام سرمايه داري و صاحبان سرمايه از اتحاد و ايجاد تشكل واقعي و مستقل كارگري از سوي كارفرماي ديگري آشكار شد.سرمايه داران و حافظان نظام سرمايه با هر حربه و نيرنگي و با استفاده از قانون كار ميخواهند بي حقوقي كامل را بر كارگران تحميل و هر گونه صداي اعتراض را در نطفه خفه كنند.
من بهزاد سهرابي كه حدودا"13 سال پيش در كارخانجات نساجي شين بافت و پيروز باف كه در آن زمان متعلق به خانوده هاي امير اسفندياري و اميني بود مشغول به كار شدم وامروز با گذشت 5 سال از تاسيس و راه اندازي شركت ريسندگي نساجي پرريس سنندج كه توليد كننده انواع نخهاي پنبه اي و پلي استر و مصنوعي ميباشد مشغول كار هستم . لازم به يادآوري است كه اين واحد- كارخانه پرريس – ماحصل سود انباشت و حاصل كاري است كه از استثمار كارخانجات شين بافت و پيروز باف كه توليد كننده انواع پارچه هاي شلواري ، پيراهني و پرده اي هستند ، مي باشد .
اين واحد پس از راه اندازي توسط امير اسفند ياري از آقاي اميني خريداري و نامبرده سهام خودرا در شين بافت و پيروز باف واگذار نمود و مالك بلامنازع دسترنج كارگران اين واحد ها شد و اكنون با توجه به خواست كارگران پرريس مبني بر دفاع از حقوق اوليه خود و مطالبات كارگري و عدم امضاء قرار داد يكماهه و تلاش در جهت ايجاد تشكل كارگري و در پي اعتصاب كارگران پرريس در روزهاي 31/3/85 و 1/4/85 و برخورد فيزيكي و فحاشي و تهديد به مرگ من (بهزاد سهرابي) كه گويا من محرك و باني اين روند در كارخانه بوده ام بر آن شده كه به هر طريق ممكن من را اخراج و از ادامه كارم درشركت پرريس ممانعت به عمل آورد.
حضرات و صاحبان سرمايه جهاني؛
من اعتقاد دارم كه تمامي نابرابريها ، فقر و تنگدستي ، فساد و اعتياد و استثمار ماحصل وجود شما در روي اين كره خاكي است و من و تمامي كارگران و فعالين كارگري بر اين باوريم با نابودي نظام توحش سرمايه ، كه با ايجاد تشكل مستقل كارگري ضد سرمايه داري امكان پذير است ، ميتوان بساط توحش شما را نابود سازد و طبقه كارگر به نيروي خود ، گوركنان شما خواهند بود و آن روز مارش رهايي و خوشبختي جامعه بشري و بي حضور شما مالكين كذايي خواهد بود .
كارگران مردم آگاه ، مدافعين حقوق بشر :
من از شما ميخواهم از اين بي حقوقي كه امروز براي من و فردا براي ديگر هم زنجيران رخ مي دهد دفاع نماييد و نگذاريم اين صاحبان زر و زور به راحتي به زندگي ما دست درازي كنند و هر روز به هر بهانه اي امنيت شغلي ما را تهديد و ما را در استرس و فشار رواني قرار دهند. كار آگاهي بخشي در مورد منافع و مطالبات كارگري وظيفه تمامي فعالين و آگاهان كارگري است من هم بنا بر رسالت طبقاتي خود بر اين حقانيت ايمان داشته و بر خود مي بالم كه به اندك وظيفه طبقاتي خود پرداخته و در اين امر با هم سرنوشتان خود از حقانيت و مطالبات خود دفاع نموده ايم .
مدافعين و فعالين كارگري، سازمان ها ي كارگري جهاني :
ما در شرايطي زندگي مي كنيم كه بحث بر سر منافع طبقاتي ، دفاع از حقانيت خود و ديگران ، خواست ايجاد تشكل مستقل كارگري ، بگونه اي جرمي سنگين دارد كه سرمايه داردن علني و بدون هيچ گونه ترس و واهمه اي ما را تهديد به مرگ و زندان كنند و خود را مالك بلامنازع زندگي ما ميدانند و هر گونه بحث و بستر سازي و كار طبقاتي را مي خواهند به زور سرمايه و با استفاده از قانون كار در نطفه خفه كنند و امرزو من را وادار مي كنند كه از كارخانه نسويه حساب كرده و ديگر در آنجا حضور نداشته باشم زيرا كه من عامل تحريك !!!!! و نابساماني ( ايجاد تشكل كارگري) هستم او مي گويد بايد من اخراج شوم وبراي او و ديگر حضرات مهم نيست كه توان ونيروي جواني خودم رادر جهت منافع آقايان !!! به هدر داده ام وتلاش من و ديگران موجب شده است بيشتر از گذشته به سرمايه هاي آنچناني برسند اين هم نمونه اي از عدالت و قدرت سرمايه است. پس بار ديگر با اتحاد و همبستگي خود عليه اين بي حقوقي ايستادگي كنيم و نگذرايم به راحتي به سفره خاليمان دست درازي كنند . بايد عليه اخراج سازي ها و موانع گوناگون ايجاد تشكل هاي مستقل كارگري پيگيرانه وآگاهانه متشكل شد من از تمامي آزاد انديشان مدافعين كاركري و مدافعان حقوق بشر مي خواهم همصدا از حملات افسار گسيخته نظام سرمايه داري كه هر روزه عليه كارگران و زخمتشكان ايران در هر گوشه وكناري فزوني مي يابد فرياد بر آورده و ما را ياري دهند .
بهزاد سهرابي
28/4/85
لیست امضاهای تمامی کارگران شرکت پرریس در حمایت از آقای سهرابی

امروز بعداز ظهر حدود 80 نفر از كارگران قراردادي شركت فرخا پيمانكار ساختماني نيروگاه سنندج در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهايشان در سال 85 در مقابل دفتر پيمانكار اصلي نيروگاه – شركت مپنا- اعتصاب كردند.
اين در حالي بود كه كارفرما اعلام كرد كه دستمزد فقط يك ماه را با احتساب كمترين دستمزد يعني روزي 5000 تومان پرداخت ميكند اما با مخالفت كارگران روبرو شد و آنان فردا دوبار دست به اعتصاب خواهند زد.
امروز ۱/۴/۱۳۸۵ آقاي امير اسفندياري -مديريت كارخانه - با حضور در كارخانه با آقاي بهزاد سهرابي - يكي از نمايندگان كارگران - ايشان را به جرم تلاش براي ايجاد تشكل كارگري و ايجاد همبستگي در ميان كارگران وي را همراه با برخورد فيزيكي و فحاشي وي را تهديد به مرگ نموده است اما با مقاومت و دفاع تمام كارگران شركت مواجه شد.
كارگران با تشكيل مجمع عمومي چهار نفر را به عنوان نمايندگان خود به نامهاي بهزاد سهرابي - طيب چتاني - حبيب خدارحمي و سامان نزاكتي انتخاب نمودند.
با ادامه اعتصاب و خنثي شدن ترفند هاي كارفرما جهت ايجاد تفرقه كارگران پس از رسيدن به مطالبات خود در ساعت ۱۴ به محل كار بازگشتند.
بار ديگر اتحاد و آگاهي طبقاتي موجب پيروزي كارگران گرديد.
ما نيز به آنان تبريك گفته و هر گونه تهديد از جانب كارفرما را محكوم كرده و هرگونه تلاش جهت ايجاد تشكل كارگري را حق طبيعي و اوليه كارگران مي دانيم.




